گزارشی از هشت زوج بازیگر سینما و تلویزیون ایران

گزارشی از هشت زوج بازیگر سینما و تلویزیون ایران

زوج های بازیگر، عموما در پی یک همکاری مشترک، به هم علاقه مند می‌شوند و وصلت شان سر می‌گیرد. نکته این جاست که اگر سابقه بازیگری شان زیاد باشد،اخلاق شان را خیلی ها می‌دانند و دیگر نمی‌توان گفت کسی بی گدار به آب زده و بدون شناخت کافی، همسر آینده اش را انتخاب کرده است.

چون از هر کدام از عوامل سینما که کارنامه شان را بخواهی، می‌توانند کمکت کنند. اما خب بعضی وقت ها هم احساس بر منطق غلبه می‌کند و ازدواج هایی سینمایی، خیلی زود به نقطه پایان می‌رسد، اما برخی نیز به پایداری یک عمر هستند. واقعیت این است که دنیای بازیگران سینما و تلویزیون و حتی تئاتر با دنیای دیگران متفاوت است، با همه دیگران، چه شخصیت های مشهوری باشند و چه آدم های معمولی که ما سعی می‌کنیم وارد حیطه آن ها نشویم.

خراسان به نقل از هفته نامه ایران دخت نوشت: تنها عرصه ای که چهره های مطرح مرد و زن در آن می‌توانند با دیگران هماوردی کنند، سینما و تلویزیون است. در نتیجه تصمیم گرفتیم به موقعیت سینما از لحاظ حضور زوج های سینمایی امروز کشور بپردازیم. در واقع چون گفت و گوی اصلی مان به یک زوج بازیگر مربوط بود، زوج های سینمایی را در حالت کلی کنار گذاشتیم و به زوج های بازیگر پرداختیم.

محمدرضا شریفی نیا آزیتا حاجیان
راستش را بخواهید می‌گویند این زوج بازیگر که البته طرح مذکرش جزو همه فن حریف های سینماست! این روزها با یکدیگر زندگی نمی‌کنند. هر چند هم چنان زن و شوهر قانونی هستند. آن ها حتی در یک تئاتر هم با هم همکاری داشتند اما همکاری سینمایی شان بسیار کم رنگ شده است. البته آن ها ۲ دختر هنرمند هم دارند که یکی شان یعنی ملیکا بیشتر به زندگی مشترک چسبیده و دیگری یعنی مهراوه به شدت مشغول بازی در پروژه های سینمایی و تلویزیونی است. حاجیان که فعالیتش طی چند سال گذشته در زمینه سینما بسیار کم کار شده بود، سال گذشته در ۳ فیلم «تاکسی نارنجی»، «دل شکسته» و «کیمیا و خاک» بازی کرد. برخی از شایعات حکایت از ممنوع الفعالیت شدن شریفی نیا طی سال گذشته می‌داد.

مهدی هاشمی- گلاب آدینه
سلطان و سلطان بانوی محبوب دهه شصت از تئاتر آغاز کردند. به ظاهر قرار نبود که گلاب آدینه این نقش را بازی کند و داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی معتقد بودند که او برای بازی در این نقش مناسب نیست اما به دلیل اظهار علاقه بهرام بیضایی به بازی او در تئاتر «دایره گچی قفقازی» هاشمی و فرهنگ هم می‌پذیرند که این نقش خاطره انگیز را گلاب آدینه بازی کند اما پیش از آن، مهدی هاشمی در قسمت فوق برنامه دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)، استاد بازیگری تئاتر بود، گلاب آدینه هم جزو شاگردانش.آشنایی و همراهی مداوم «گلاب آدینه» با گروه تئاتری «پیاده» به سرپرستی داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی، به ازدواج او با هاشمی در سال ۵۶ منجر شد.
بنا به گفته گلاب آدینه برای نخستین بار خودش پیشنهاد ازدواج را با «مهدی هاشمی» مطرح کرده است. این دو بازیگر در فیلم های «زرد قناری» (رخشان بنی اعتماد)، «شکار خاموش» (کیومرث پوراحمد)، «بهترین بابای دنیا» (داریوش فرهنگ) و مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» با یکدیگر هم بازی بودند.

امین حیایی نیلوفر خوش خلق
به ستاره ای مثل امین حیایی نمی‌آید که در هر گفت و گوی رسانه ای یا خصوصی این قدر از همسرش تعریف کند اما او این کار را می‌کند و به حرف و حدیث ها هم اهمیتی نمی‌دهد. البته خوش خلق هم برای شوهرش کم نمی‌گذارد. ما سال هاست که روزگار خوشی را کنار هم می‌گذرانیم و امیدواریم که این روند ادامه داشته باشد، چرا که اصولا من و امین چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری به آینده خوشبین هستیم و دلمان می‌خواهد زندگی با آرامش را تجربه کنیم.
امین حیایی در زمان فیلم برداری مجموعه «روزگار جوانی» با نیلوفر خوش خلق آشنا شد. حیایی و خوش خلق پیش از ازدواج، در فیلم «مونس» نیز با یکدیگر هم بازی بودند که این فیلم چندان موفق نبود. مانی و ندا نیز نتوانست موفقیتی برای آن ها به حساب آید. اما آن ها هم زمان با بازی در فیلم «بوی بهشت» ازدواج کردند. نکته جالب در این باره این که در تیتراژ این فیلم نوشته شده بود: نیلوفر حیایی این دو بازیگر در فیلم «سنگ، کاغذ، قیچی» به کارگردانی سعید سهیلی، برای چهارمین بار با یکدیگر هم بازی شدند. اما موفق ترین همکاری مشترک آن ها به طور قطع بازی در نقش زن و شوهر فیلم «دایره زنگی» است که هم خیلی خوب بازی کردند و هم فیلم با فروش بسیار خوبی روبه رو شد.

علی مصفا- لیلا حاتمی
بازی‌های علی مصفا را خیلی ها می‌پسندیدند، حتی اگر در فیلمی مثل پارتی بازی کرده بود. او اما کم کم دارد از دایره بازیگرها خارج می‌شود و وارد جرگه کارگردان‌ها می‌شود. همسرش اما یکی از محبوب ترین بازیگران سینماست. لیلا حاتمی خود اما ثمره زندگی دو سینماگر زنده یاد علی حاتمی و همسرش زهرا حاتمی است. البته لیلا حاتمی به دلیل تولد ۲ فرزندش، مدتی بازی در فیلم های سینمایی را نپذیرفت.
نخستین بازی مشترک حاتمی و مصفا هم به فیلم «لیلا» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» باز می‌گردد که سکوی جهش این بازیگران مستعد بود. آن ها در فیلم دیگر مهرجویی یعنی «میکس» هم همبازی شدند. ناگفته نماند که لیلا حاتمی ستاره فیلم همسرش یعنی «سیمای زنی در دور دست» هم بود.

امیر جعفری- ریما رامین فر
طبیعتا قیافه امیر جعفری به سوپراستارها نمی‌خورد اما او یک بازیگر قابل است که خیلی ها هم دوستش دارند. او نخستین بار همراه با همسرش ریما رامین فر در «نان، عشق و موتور هزار» بازی کرد. اما کمتر کسی این ۲ را با این فیلم در خاطر داشت تا این که جعفری در مجموعه «بدون شرح» به کارگردانی «مهدی مظلومی» همراه با «فتحعلی اویسی» به ستاره های تلویزیونی تبدیل شدند. بازی راحت و گرم او که پشتوانه ای هم چون سال ها بازی در تئاتر داشت، باعث شد تا خیلی زود مورد توجه قرار گیرد. رامین فر که بیشتر در تئاتر بازی می‌کرد و در تلویزیون ترجیح می‌داد بنویسد، در «رفیق بد» به کارگردانی ایرج تهماسب، هنرش در بازی نقش های کمدی را به نمایش گذاشت. نکته جالب درباره این زوج این که هم زمان با پخش مجموعه محبوب «میوه ممنوعه» صاحب فرزندی به نام آرین شدند.

بهاره رهنما- پیمان قاسم خانی
به نظر می‌رسید که موفقیت فیلم عاشقانه به کارگردانی علیرضا داودنژاد، سکوی جهشی خواهد شد برای ۲ بازیگر جوانش که پس از مدتی شنیدیم با هم ازدواج کرده اند، اما آن ها تا مدت ها در فیلمی بازی نکردند. هر ۲ بازیگر این فیلم پرفروش طی سال های بعد به چهره های موفقی تبدیل شدند اما جالب آن که بازیگر مرد آن یعنی پیمان قاسم خانی، ترجیح داد دیگر بازی نکند و فیلم نامه بنویسد. به طور حتم می‌دانید که او طی این سال ها به یکی از موفق ترین و محبوب ترین نویسندگان طنز ایران تبدیل شده است. اما بهاره رهنما هم که دغدغه های دیگری جز بازیگری دارد- نظیر نویسندگی و روزنامه نگاری- با «نان، عشق و موتور هزار» دوباره توانایی هایش را نشان داد و بازی در سینما و تلویزیون را با شدت بیشتری پی گرفت.این زوج موفق پس از سال ها در فیلم «سن پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی با یکدیگر هم بازی شدند.
دختر ۹ ساله آن ها پریا نیز امروز در برخی پروژه های سینمایی و تلویزیونی نقش آفرینی می‌کند.

نیما فلاح- سحر ولدبیگی
نیما فلاح بیش از بازی به فکر شرکت تبلیغاتی اش است اما سحر ولدبیگی هم چنان مشغول بازی است. نیما نخستین بار با بازی در نقش دستیار «درک» یعنی هنرا در طنز «ساعت خوش» چهره شد. او جای زنده یاد داود اسدی در این نقش بازی می‌کرد اما بعدها فعالیت خود را گسترده تر کرد. ولدبیگی اما با مجموعه پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به یک چهره کمدی تبدیل شد. او دختر مسعود ولدبیگی چهره پرداز مطرح سینما و تلویزیون هم هست، با اجرای برنامه برای کودکان کارش را آغاز کرد.

رامبد جوان سحر دولتشاهی
رامبد جوان را خیلی ها می‌شناسند اما شاید چهره سحر دولتشاهی تا پیش از پخش طنز مسافران چندان برای عموم مردم آشنا نبود. او البته در سابقه کاری اش، بازی در فیلم هایی نظیر «میم مثل مادر» و «چهارشنبه سوری» را دارد.
رامبد جوان در مجموعه جدیدش موفق شده بود بازی خوبی از همسرش بگیرد و شاید درست تر باشد که بگوییم همسرش در مجموعه جدید او خوب بازی کرده بود. جوان در یک برنامه تلویزیونی کنار همسرش گفت که این نقش به واقع برای دولتشاهی مناسب بود و او به هیچ وجه در این انتخاب پارتی بازی نکرده است.

محمود پاک نیت و مهوش صبرکن

محمود پاک نیت و مهوش صبرکن که در مجموعه پس از باران هم بازی بودند، آتش تقی پور و شهین علیزاده که جزو هنرمندان باسابقه تئاتر و تلویزیون هستند، بهروز بقایی و پرستو گلستانی که عمده فعالیت این روزهایشان به تئاتر اختصاص دارد، هادی مرزبان و فرزانه کابلی که جزو پیشکسوتان تئاتر و تلویزیون هستند، اصغر همت و افسر اسدی که نقش های به یاد ماندنی زیادی را در ذهن ایرانیان ثبت کرده اند، سعید تهرانی و لادن طباطبایی که طی این سال ها کم تر باهم هم بازی شده اند، حسن پورشیرازی و مهناز افضلی که دومی به ظاهر این روزها کم تر به فعالیت های سینمایی می‌پردازد و استاد داود رشیدی و احترام السادات برومند هم جزو مهم ترین زوج های بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران هستند که در ذهن علاقه مندان هنر ایران نقش های ماندگاری را ثبت کرده اند.

سخناني از دكتر شريعتي

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

 

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

 

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

.

 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

 

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

 

 


طنز :  یاد بگیرید!!  ای کسانی که مخ زن نیستید!!؟


نگاهی به مخ زني از ديروز تا امروز !

*مخ زنی در عصر حجر

در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنن. پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول این کار رو می کردن.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:


* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر ﮐس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد ....................................!)


*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سر و صورت و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)


*داشتن غار بزرگ تر


*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مردهای مرفه و بی درد اون دوره داشتند)


*هدف از مخ زنی:
بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده .


*دوره هخامنشی



در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه بتونی یه زن خوب برای خودت پیدا کنی باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و .. رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم لی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:


*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)


*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)


*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)


*هدف از مخ زنی:


بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد بوده و هیچ گونه ارزش دیگری نداشته.



*دوره قاجار:


در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (البته نمی دونم رو چه حسابی بهش آقا می گفتن) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیادی عقده ای شده بودند و به همین دلیل از بیخ و بن با این مسئله مخالف بود و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه بشه!و کلاً این عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده ، روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.

*هدف از مخ زنی:
به نطر می رسه با این اوضاعی که آقا مملی خان درست کرده بود هدف از این کار فقط داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر بوده.



*دوره پهلوی:



در این دوره مردم یه کمی زیادی سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به مقوله مخ و این حرفا نداشتند و به عبارتی مخ آزاد تشریف داشتن به غیر چند نفر که به ترتیب اولویت و رتبه در امر مخ زنی در زیر مشاهده می کنید:


۱- شهرام شب پره(********): این بابا آخر این کار بود یه چیزهایی تو مایه های خدای مخ زنی رم باستان و پدر مخ زنی ایران. شهرام باب جدیدی رو در این عرصه باز کرد که هنوز هم از سبک ایشون در حل مسائل پیچیده و بغرنج مخ زنی استفاده می شه و اسم سبکش هم شب پره ایسمه.( ایول شهرام جون)


۲- فرزان دلجو(*******): هر چند همیشه پشت در بسته بود و همش تیرش به سنگ می خورد و دختری رو که برای این کار انتخاب می کرد بر خلاف تصورش فقیر و بی چیز بود اما توی این کار به استادش(شهرام شب پره) رفته بود.(رجوع شود به آرشیو فیلمهای فارسی اون دوره).


۳- ابی(******): ابی رو هم که همه می شناسین این آقا ثابت کرد که فقط آقای صدای ایران نیست و توی کارهای دیگه هم استعداد داره به خصوص در امر مخ زنی.


۴- زنده یاد تقی ظهوری(*****): که البته عمری رو توی سازمان تحقیقات و پژوهشهای مخ زنی ایران، صرف تحقیق و برسی راهها و عوامل بنیادی و موثر در مخ زنی کرد.


5-زنده یاد فردین(****): چهره دوست داشتنی و یکی از شخصیتهای شاخص در مخ زنی و دارنده جوایز متعدد از جشنواره های مخ زنی ایران.


6- بهروز وثوق(***): شاید اگر بیشتر وقتش رو صرف کار کردن روی مخ بانوی آواز ایران(گوگوش) که به این سادگی ها کوتاه نمی اومد نمی کرد الان در رده بای لیست بود، ولی خوب چه می شه کرد کله شق بود دیگه!!!


7- رضا بیگ ماوردی(**): که سبک خشنی توی این ضمینه داشت و سعی می کرد با دعوا و درگیری و بهم ریختن کافه ها و کاباره ها و به اصطلاح نشون دادن زور بازو در این عرصه فعالیت کنه که البته در نوع خودش جالب و کار آمد بود.


8- سعید کنگرانی: این بابا تازه داشت نبوق و استعدادش رو تو این ضمینه نشون میداد که یهو زد و انقلاب شد و میشه گفت اینجا رو بد شانسی اورد و بد شانس ترین مخ زن ایران نام گرفت.


البته اشخاص محدود دیگه ای هم مثل ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی بودن که تو این مقوله فعالیت کردن اما این 8 نفر سرآمد اونها بودند.


خلاصه در این دوران هم عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:


*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است، رجوع شود به قسمت فرزان دلجو)


*داشتن زور زیاد و توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود( رجوع شود به قسمت آقا رضا)


*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.


*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی


*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!


*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!


*هدف از مخ زنی:


رسیدن به پول و مال پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه.



*دوره انقلاب تا چند سال پیش:


در این دوره روش های مخ زنی تغییری اساسی کرد و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و یه جعبه شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی اختراع گشت.


و اما ویژگی های لازم برای مخ زدنی در این دوره :


* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)


*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه


*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی


*هدف از مخ زنی:


تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی.



*دوره امروز:


به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدنی سخت تر نبوده!


ویژگی های اساسی جهت مخ زدنی:


*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!


*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم momi و Dady و Ilove you و جملاتی از این قبیل.


*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر!


*نداشتن سیبیل و ریش و به طور کلی تمام ویژگی های دوره های قبلی


* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!


و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دونین!


*هدف از مخ زنی:


پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!!

امیدوارم خوشتان آمده باشد...

چگونه میزان هوش افراد را اندازه گیری کنیم؟

چگونه میزان هوش افراد را اندازه گیری کنیم؟


آیا فروشنده ای که کامپیوتر جدیدتان را از او خریده اید، واقعاً به چیزهایی که در موردش صحبت می کند آگاهی دارد، یا فقط چیزهایی را که در بروشور مطالعه کرده است برای شما تکرار می کند؟ یا کارمندی که به تازگی برای استخدام با او مصاحبه کردید واقعاً از آن چیزهایی که ادعا می کرد می داند، سررشته ای دارد یا اینکه فقط جواب هایی را برایتان تکرار می کند که شما دوست دارید بشنوید؟

 
چه دوست داشته باشیم، چه نه دائماً درحال قضاوت کردن در مورد میزان هوش و آگاهی دیگران هستیم و با جواب هایی که به سوالاتمان می دهند، سطح شایستگی و توانایی های آنها را می سنجیم. بعضی افراد در این کار مهارت بیشتری دارند، اما آن به این معنی نیست که شما نمی توانید یاد بگیرید.

با تمرین، شما هم می توانید میزان هوش و سطح آگاهی اطرافیانتان را حدس بزنید.

انواع هوش
هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست چون انواع بسیار متفاوتی دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تری از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی در این رابطه که می گفتند "آیا می توانید وقایع را به خاطر بسپاری، ریاضیات انجام دهی، منطقی فکر کنی و جمله های صحیح بنویسی؟" کاملاً مغایر بود. و دیدگاهی بسیار جامع تر برای قضاوت در مورد هوش افراد داشت.

طبقه بندی اولیه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش های متفاوتی از هوش را شامل می شد:
هوش و دانش زبانشناختی: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً می بینیم که بعضی قادر به تکلم به چندین زبان مختلف هستند، در حالیکه بعضی در یادگیری یکی هم درمانده اند.
هوش منطقی و ریاضی: حل مشکلات به طریقی کاملاً منطقی. نوعی از هوش که بیشتر شامل کتابخوانان است.
هوش موسیقی: قابلیت فکر کردن در قالب نُت های موسیقی و ریتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازی.
هوش فضایی: حل مشکلات به صورت بصری، در مغز فرد. جهت یابی و ناوبری از مهمترین آنهاست ولی توانایی در هنر، مجسمه سازی و طراحی نیز از این دسته اند.
هوش جنبش فیزیکی: داشتن توانایی در حرکت عضلات و سایر حرکات ورزشی.
هوش میان فردی: توانایی شناخت احساسات، حالات و عواطف دیگران. مهارت های اجتماعی.
هوش درون فردی: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.

نکاتی که باید به خاطر داشته باشید
یکی از اصلی ترین قانون های تعیین هوش افراد این است که هیچ گاه فکر نکنیم آموزش و تحصیلات با هوش و قوه ی ادراک یکسان است. حتماً باید تا به حال برخورد کرده باشید که هر فردی با مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه دنیا، فرد باهوشی نیست، و هر فردی هم که نتوانسته حتی تحصیلات دبیرستانی را به پایان برساند خنگ و کم هوش نمی باشد. همانور که نظریه ی چند-هوشی نشان می دهد، هر فردی قابلیت های مختلف دارد و همه یکسان نیستند.

به عنوان یک قانون کلی، باهوش ترین افراد جامعه ی ما تنها افرادی هستند که از ناچیز بودن اطلاعات و آگاهی هایشان مطلعند. هیچوقت به کسی اینقدر اطمینان نکنید که بگویید او پاسخ هر سوالی را می داند و فکر می کند که هر مبحثی را می توان با تئوری خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه ی درک این مسئله است که هر مشکلی میتواند راه حل های مختلف داشته باشد، حتی اگر ما یکی را بر راه حل های دیگر ترجیح دهیم.

برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، پذیرفتن اینکه چیزی را نمی دانید، یکی از علائم باهوشی شما است به جای اینکه تظاهر کنید که از آن آگاهی دارید. چون اگر کار را اشتباه انجام دهید، و دیگران این موضوع را بفهمند، از حیوان هم احمق تر جلوه خواهید کرد.

چه باید کرد...
هیچ راه مطمئن و کاملی برای تعیین هوش افراد نیست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زیادی هست که با دنبال کردن آنها می توانید نتیجه گیری کلی داشته باشید. اما باید سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسید. در اینجا به مواردی اشاره میکنیم، آنها را به خاطر بسپارید.

سوالات کلی بپرسید، نه سوالات مخصوص و ویژه
همه ی افراد با درصد هوش متوسط می توانند اصول علمی و اعداد و مسائلی از این قبیل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعی و خیالی دشوارتر هستند.

به دنبال پاسخ های صحیح و عقلانی باشید
آیا به نظر می رود که فرد مشغول تکرار آن چیزی است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ یا خود واقعاً در مورد این مسائل فکر کرده است؟

به کلمات قلمبه سلمبه ای که بی جا به نظر می رسند و اشتباهاً استفاده می شوند دقت داشته باشید
بعضی افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتی که به ظاهر گیرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، یادداشت بردارید.

دنبال کلمات کلیدی باشید
به طور مثال استفاده از کلمه ی "پیش گستر" اشاره به این دارد که فرد از جملات کلیشه ای استفاده می کند.

دنبال عبارات و جملات کلیشه ای باشید
استفاده ی زیاد از جملات کلیشه ای نشانه ی بدی است، اما استفاده از همین کلیشه ها به طرزی نادرست موضوع را بدتر هم می کند.

سوالاتی بپرسید که خودتان جوابش را می دانید
اگر سوال را درست جواب دهند یا اینکه بگویند نمی دانند خوب است. اما اگر سعی در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.

حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنید
فقط حافظه ی او را آزمایش نکنید، کمی هم قدرت تعقل آنها را محک بزنید و ببینید که آیا می توانند بعضی از سوال ها را با استدلالات منطقی جواب بدهند.

نظر او را در مورد چیزی بپرسید
ببینید می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند یا اینکه فقط قادر به حفظ یکسری اصول علمی هستند.

مهارت های اجتماعی او را بررسی کنید.
ببینید در برخورد با دیگران چطور رفتار می کنند.

طریقه ی صحبت کردن او را بسنجید
بیان واضح و کامل موضوعات بسیار بهتر از استفاده از کلمات پیچیده و قلمبه سلمبه ای است که خود فرد هم شاید معنایش را به درستی نداند.

"هر فردی که مبحثی را با توجه به منابع و مراجع دیگر بررسی می کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده می کند."
-لئوناردو داوینچی-

از هوشتان درست استفاده کنید.
تجربه های زیادی نشان داده است که افرادی که در ابتدا کودن و احمق جلوه میکردند، نابغه و افرادی بسیار باهوش بوده اند. به همین دلیل است که این مسائل هیچگاه نباید از روی ظاهر نتیجه گیری شوند.

درست است که هوش به طور کلی چیز خوبی است، اما در کنار ویژگی های خوب اخلاقی فرد است که زیباتر می شود. باهوش بودن یک چیز است، اما دانستن اینکه چطور از این هوش استفاده کنید بسیار مهمتر است. افرادی که موفق می شوند، لزوماً همیشه افراد باهوشی نیستند. آنها فقط می دانند که چطور از هوششان استفاده کنند.