شیوه ی منطقی نمره گرفتن

شیوه ی منطقی نمره گرفتن

دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غير اينصورت نمي توانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول مي كنم در غير اينصورت از شما مي خواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.
استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما ۶۳ سال داريد و با يك خانم ۳۵ ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست. همسر شما يك معشوقه ۲۵ ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست و اين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد مي شد نه قانوني است و نه منطقي

 

قیمت جهنم چنده !

در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

- قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:

- ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.

اسم ان مرد، کشیش مارتین لوتر بود

عشقبازی

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

…کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

 

آزمون دامادها

دامادها و مادرزن

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.

یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدممیزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً…

شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اشنوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفتتوی آب و جان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اشنوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخری رسید.زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت اماداماد از جایش تکان نخورد او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن ازدنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟

همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بودکه روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»

   

گوجه فرنگی

گوجه فرنگی

گوجه فرنگي را بايد هنگاميكه كاملا رسيده است از بوته چيد و مصرف كرد زيرا گوجه فرنگي نارس و سبز است و براي بدن مخصوصا كليه ها مضر است البته در كشورهاي صنعتي گوجه فرنگي را كال مي چينند تا هنگاميكه به مقصد مي رسد و يا در انبار مي رسد و قرمز مي شود . اگر گوجه فرنگي كاملا قرمز باشد ولي هنگاميكه آنرا باز مي كنند تخم آن سبز باشد نشانه اين است كه گوجه فرنگي را كال چيده اند و بعدا رسيده است .
گوجه فرنگي گياهي است يكساله داراي شاخه هاي زياد كه ارتفاع آن تا حدود يك متر مي رسد
گلهاي آن زرد رنگ است كه از كنار شاخه ها و يا ساقه آن بيرون مي آيد . مويه آن گرد و يا تخم مرغي و برنگ زرد و يا قرمز ديده مي شود .
خواص داروئي:
گوجه فرنگي گر چه داراي اسيد سيتريك است اما بدن را قليايي مي كند
۱)گوجه فرنگي درجه قليايي بودن خون را بالا برده و به دفع مواد سمي خون كمك مي كند بطور كلي تصفيه كننده خون است
۲)به دفع اسید اوريك كمك مي كند
۳)گوجه فرنگي ملين است
۴)براي درمان ورم ملتحمه چشم مفيد است
۵)سنگ كليه را دفع مي كند
۶)مردان با خوردن مرتب گوجه فرنگي مي توانند خود را در مقابل سرطان پروستات بيمه كنند
۷)گوجه فرنگي از ورم آپانديس جلوگيري مي كند
۸)براي رفع دندان درد ، ريشه و شاخه برگهاي گوجه فرنگي را با آب بجوشانيد و اين جوشانده را مضمضه كنيد .
۹)از جوشانده برگ گوجه فرنگي براي دفع شته و حشرات مي توانيد استفاده كنيد . بدين منظور بايد يك كيلو گرم برگ تازه گوجه فرنگي را در يك ليتر سركه خيس كرده و در داخل ظرفي كه ۲ ليتر آب جوش درد بريزيد و ظرف را روي چراغ قرار داده وبمدت۱۵ دقيقه بجوشانيد ظرف را از روي چراغ برداشته بگذاريد تا مدت دو روز بماند و گاهگاهي آنرا هم بزندي سپس آنرا با فشار صاف كنيد
۱۰)گوجه فرنگي براي مبتلايان به نقرس و رماتيسم مفيد است
۱۱)گوجه فرنگي ورم مفاصل را برطرف مي كند
۱۲)از تصلب شرائين جلوگيري مي كند و حتي مصرف آن براي اين مرض مفيد است
۱۳)اوره خون را پائين مي آورد
۱۴)ورم مخاط روده را رفع مي كند
۱۵)براي تميز كردن خون بايد از آّ گوجه فرنگي و كرفس به نسبت مساوي و بمقدر سه فنجان در روز قبل از غذا و بمدت سه هفته استفاده كنيد .
۱۶)براي تميز كردن لكه جوهر بر روي لباس يك تكه پنبه را در داخل آب گوجه فرنگي برده و لكه جوهر را با آن مالش دهيد و سپس آنرا بشوئيد
۱۷)اگر پوست شما كك و مك درد هر روز آنرا با ّآ گوجه فرنگي تميز كنيد كم كم كك و مكك ها را از بين مي برد

مضرات :
در بعضي از اشخاص هضم گوجه فرنگي با اشكال صورت مي گيرد آنهائيكه معده حساس دارند نبايد درخوردن گوجه فرنگي افراط كنند . و آنانیکه به گوجه فرنگي حساسيت دارند هم نبايد گوجه فرنگي بخورند .

گشادبازی یا اسراف و تبذیر !

گشادبازی=اسراف و تبذیر

گشادبازی همان اسراف و تبذیراست ! هرکس در زندگانی مادی جانب اعتدال و اقتصاد را رعایت نکند و برای ولخرجیها و هوسبازیهایش حد یقفی قائل نشود این چنین کسی را مسرف و مبذر و یا به زبان شیرین فارسی گشادباز گویند زیرا در برنامه زندگی این گونه افراد به طور کلی اقتصاد و مال اندیشی مفهومی ندارد و از فرط غفلت و مستی ، پای برسر هستی می کوبند .

گشادبازی به ظاهر واژه ای مرکب است و ریشه تاریخی جالبی دارد که بی مناسبت نیست اجمالی از آن واقعه را شرح دهیم .

به طوری که در تذکره ها مسطور است در آن تاریخ که امیر تیمور گورکانی برشاه منصور غالب آمد و منطقه فارس را مسخر ساخت لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ هنوز در قید حیات بوده است .

تیمور با شکوه و جلال خاصی وارد شیراز شد و تمام وجوه معاریف شهر به استقبالش شتافتند . تنها خواجه شیراز بود که قدرت و سیطره پادشاه گورکانی کمترین اثری در ارکان همت عالی و استغنای طبع او نداشت و گوشه عزلت را که به زعم عارفان ، صدر مصطبه عزت است رها نکرد .

امیر تیمور کس فرستاد و حافظ را به حضور طلبید .

حماری مرکوب خواجه بود بر آن سوار شد و نزد تیمورآمد . شاه گورکانی با خشونت و تندی پرسید :” چرا بر حمار خود سوار نشدی و به پیشواز ما نیامدی تا از اسب سلطنت به زیر آییم و آن چنان تجلیل و بزرگداشتی به عمل آوریم که در آینده از آن داستانها گویند ؟”
خواجه شیراز که در رندی نادره زمان بود سری به علامت احترام فرود آورد و گفت :” امیربه سلامت باشد ، حافظ اهل تکبر وتبختر نیست و به علاوه کرازهره جرات است که در پیشگاه سلطان مقتدر گوکانی تمرد و جسارت ورزد . حقیقت مطلب این است که از آن بیم داشتم با مرکب ناتوانم به استقبال و پیشواز آیم ولی تراکم مستقبلین ، امیر را از نیکو داشت این درویش خلوت نشین باز دارد . تصدیق می فرمایند که در آن صورت به شکل دیگری در کتب تاریخی منعکس می شد و آیندگان از آن به صورتی دیگر قضاوت می کردند ! بنده کمترین برای احتراز از همین واقعه احتمالی خلوت نشینی را به درک فیض حضور و شرکت دراستقبال امیرترجیح داد.”

تیمور گفت :” در این مورد به تو حق می دهم زیرا بعید نبود که گرفتاریها و اشتغال به امور مستقبلین مرا از تجلیل و بزرگداشت تو باز دارد ولی مطلب دیگری را که می خواهم با تو در میان بگذارم این است که من اکثر ربع مسکون را با این شمشیر مسخرساختم و هزاران بلد وولایت را ویران کردم تا سمرقند و بخارا را که وطن مالوف و تختگاه است ابادان و مفتخر سازم . تو مردک به یک خال هندوی ترک شیرازی ، سمرقند و بخارای ما را می فروشی چنان که در این بیت گفته ای :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

خواجه زمین ادب بوسید و جواب داد :” از آن بخشندگی و گشادبازی است که به این روز افتاده ام .”

صاحبقران را از این لطیفه خوش آمد و خواجه شیراز را مورد تفقد و عنایت قرار داد .

این نکته را هم نگفته نگذاریم که چون شاه شجاع بسیار زیبا و خوش صورت بود دکتر باستانی پاریزی اصطلاح ترک شیرازی در شعر بالا را ناظر بر مادر شاه شجاع می داند و می نویسد :” شاید آن رند خانمان سوز نیز این بیت را در وصف مخدومشاه که مادرش بود سروده باشد .”

درهرصورت اصطلاح گشادبازی از آن تاریخ ضرب المثل و به جای اسراف و تبذیر بر زبانها جاری گردید

الاغ و سکوی صعود

 الاغ و سکوی صعود

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میفته تو ی یک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه . مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بره روی خاک ها . روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون اومد.

نتیجه : مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم . اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

 

مغز انسان  و روابط رياضي !!!!!!!!!!

تحقيقات اخير دانشمندان حاکي از آن است که مغز انسان  از روابط رياضي براي ذخيره علايق و احساسات استفاده مي کند .
بدون نگاه کردن به جواب ها اين تست را انجام دهيد.

۱- يک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنيد.

۲- آنرا در عدد ۳ ضرب کنيد.

۳- حاصل را بعلاوه ۳ کنيد..

۴- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنيد.

۵-يک عدد ۲ يا ۳ رقمي بدست آورده ايد.

۶-ارقام عدد خود را با هم جمع کنيد (مثلا اگر عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنيد)

.

.

.

.

.

.

.


.

.

.

.

.

.

حالا با توجه به عدد بدست آمده و ليست زير ، ببينيد الگوي شما در زندگيتان کيست.

۱- انيشتين

۲- نلسون ماندلا

۳- جاکوب زوما

۴- محمد علي کلي

۵- تام کروز

۶- بيل گيتس

۷- گاندي

۸- براد پيت

۹- محمود احمدي نژاد

۱۰-باراک اوباما

مي دونم ، مي دونم چه حال داري …

اون يه تاثير خاصي روي مردم داره ….

يه روز هم تو مي توني مثل اون بشي …

باور کن !

اوه راستي …

اينقدر عددهاي متفاوت رو هي امتحان نکن …

باهاش کنار بيا …

ظاهرا اون الگوي زندگي توست

انشتین: نیوتن سک سک

همه دانشمندان میميرند و به بهشت میروند. آنها تصميم میگيرند كه قايم باشك بازی كننداز بخت بد اينشتين اولين كسی است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا ۱۰۰ بشمرد و سپس شروع به گشتن كندهمه شروع به قايم شدن میكنند به جز نيوتن نيوتن فقط يك مربع يک متری روِ زمين می كشد و داخل آن روبروی اينشتين می ايستد. اينشتين ميشمرد

۱ – ۲ – ۳ – …………. ۹۷ – ۹۸ – ۹۹- ۱۰۰    او چشمانش را باز می كند و میبيند كه نيوتن روبروی او ايستاده است
اينشتين بلا فاصله میگويد: ” سوك سوك نيوتن .نيوتن انكار میكند و مي گويد نيوتن سوك سوك نشده است .او ادعا میكند كه نيوتن نيست تمام دانشمندان بيرون میآيند تا ببينند چگونه او ثابت میكند كه نيوتن نيست…….چطور؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون شده نیتون بر متر مربع=پاسکال

نيوتن میگويد: ” من در يك مربع يه مساحت يک متر مربع ايستادهام… اين باعث میشود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع… چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم پس “سوك سوك پاسكال

غار اصحاب‌ کهف كجاست؟

غار اصحاب‌ کهف كجاست؟
بقاياي تاريخي همواره مورد توجه ملل مختلف بوده و به فرهنگ و تاريخ غنا بخشيده و در جلب گردشگر و توجه جهاني نيز مؤثر است. غار کهف از جمله اماکن مورد توجهي است که کشورهاي مختلف هر نشانه‌اي را مبناي انتساب به اصحاب کهف مي‌دانند.



 اصحاب کهف‌، در قصص‌ قرآنى‌ نام‌ گروهى‌ از مؤمنان‌ است که‌ از ستم‌ پادشاهى‌ مشرک‌ به‌ غاري‌ پناه‌ بردند و ساليانى‌ دراز به‌ خوابى‌ عميق‌ رفته و سپس بيدار شدند.

داستان‌ اين‌ گروه‌، با اشاراتى‌ کوتاه‌ در آيات 9 تا 26 سوره کهف يعني در 27 آيه تشريح شده است.

تعداد اصحاف به طور دقيق مشخص نيست، اگرچه رقم هفت بيشتر در مورد آنها بکار گرفته مي شود . در مورد تعداد اصحاب  در آيه 22 سوره کهف آمده است: به زودى خواهند گفت ‏سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود تير در تاريکى مى‏اندازند و [عده‏اى] مى‏گويند هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندکى [کسى شماره] آنها را نمى‏داند پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هيچ کس جويا مشو .
 
بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

فریدون مشیری - گرگ

سگی بگذار ، ماهم مردمانیم

                                             مولانا جلال الدین

... قصابی گوسپندی خبه شده را نذر خانقاه کرده بود،

درویشان  چند  روز بود  چیزی  بکار نبرده  بودند،

گرسنگی غالب بود چون بر سر سفره نشستند ابوسعید،

گفت: دست از این  طعام  بردارید، که  مردار است ! ...

... قصاب به پای شیخ افتاد و پوزش ها خواست مریدان

                                             شیخ را گفتند:

                                             از کجا دانستی که مردار است؟

                                             ابو سعید گفت:

                                            سگ نفس عظیم رغبت می کرد،...

                               خلاصه شده از اسرارالتوحید

 

گرگ

 

گفت دانایی که : گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

 

لاجرم جاری ست پیکاری سترگ

روز و شب ما بین این انسان و  گرگ

 

زور بازو  چاره این گرگ  نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

 

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

 

وی بسا زورآفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

ن

هرکه گرگش را دراندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

 

و آن که از گرگش خورد هردم شکست

گرچه انسان می نماید ، گرگ هست !

 

و آن که با گرگش مدارا  می کند،

خلق و خوی گرگ پیدا می کند.

ک

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

 

روز پیری گر که باشی  همچو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

ک

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

 

این که انسان هست  این سان دردمند

گرگ ها فرمانرایی می کنند،

 

و آن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

 

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت  این حال عجیب ؟ ...

                                                                                                                فریدون مشیری

 

ايران اي سراي اميد

 

 

http://www.irandeserts.com/pics-8/damavand-big.jpg

ايران اي سراي اميد

بر بامت سپيده دميد

بنگر كزين ره پر خون

خورشيدي خجسته رسيد

اگر چه دل‌ها پر خون است

شكوه شادي افزون است

سپيده ما گلگون است

واي گلگون است

كه دست دشمن در خون است

اي ايران غمت مرساد

جاويدان شكوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزي است

اتحاد اتحاد رمز پيروزي است

صلح و آزادي

جاودانه در همه جهان خوش باد

يادگار خون عاشقان اي بهار

اي بهار تازه جاودان در اين چمن شكفته باد


هوشنگ ابتهاج